تبلیغات
نوشته های روزانه من - مامان
زمانیکه جهان می گوید: رها کن امید می گوید: یک بار دیگر امتحان کن
نوشته های روزانه من
یکشنبه 7 شهریور 1395 :: نویسنده : joker
بیرون رفته بودم ، برای معلمم خودكار یوروپن رو خریده بودم و داشتم میومدم خونه كه گفتم برای مامانم یه گل بخرم! خریدم و تقدیم كردم به مامانم ، مامانم گفت تو از این كارا نمیكردی ^_^ این دفعه دومیه برای من چیزی گرفتی D:
گفت نكنه دختر مختر بهت اینو داده؟!! گفتم اصولا پسر به دختر گل میده!!! گفت الان شوهر كم شده دخترا بهت نداده باشن ^_^
هیچی دیگه دخترای وب مخ منو نزنید شماره نمیدم^_^



نوع مطلب :
برچسب ها : نوشته های روزانه من، نوشته، نوشته های من، خاطرات روزانه من، خاطرات من، خاطرات یك كنكوری،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 7 شهریور 1395 05:54 ب.ظ
راستی شوهر زیاده، اونی که کمه شوهر خوبه که کمه

joker احسنت
یکشنبه 7 شهریور 1395 05:40 ب.ظ
اخخخخ مردم از خنده
راس میگه مادر خانومی
مواظب خودت باش سعی کن محض ارامش خودت از گوشه چشمم به دخدرا نیگا نکنی ک پس فردا گیر میده ک تو به منو دوس داری روت نمیشه بگی باس منو بگیری

ولی چقدر جذاب ک برا مامانت گل گرفتی بنظرت میتونم منم برم رو. مخ. داداشم ی روزی برا مامانم گل بگیره! ؟!
joker اره البته ممكنه خجالت بكشه
یکشنبه 7 شهریور 1395 03:21 ب.ظ

ایول...
joker D:
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


وب نوشته های روزانه من یه مکان برای نوشتن ماجراها و اتفاقاتی هست که در مسیر زندگی باهاشون روبه رو میشم ، امیدوارم از وب ما لذت برده باشید

مدیر وبلاگ : joker
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :